Search

#قصه_غصه_های_متروپل آرمان قیصرنژاد





محمد حسین (آرمان) قیصرنژاد ۲۲ ساله و شاغل در فروتلندِ آبادان واقع در کوچه متروپل بود.

آرمان و خواهرش لنا اسفندماه ۱۴۰۰ فروتلند را افتتاح می‌کنند و وقتی خواهرش در جای دیگر مشغول بکار می‌شود، تصدی امورِ مغازه بر عهده‌ی آرمان می‌شود. آرمان مهندس معماری خوانده بود و فرزند دومِ خانواده و مجرد بود.

خواهر آرمان می‌گوید یک سال و نیم پیش آقای عبدالباقی از مسئله‌دار بودنِ مجتمع باخبر شد و نظام مهندسی هشدار داده بود. ولی چون تبلیغاتشان را انجام داده بودند و ما هم دیدیم آقای عبدالباقی و برادرش هم در این محل مستقر شدند، از نظر ایمنی اطمینان پیدا کردیم.

لوکیشنِ فروتلند از نبشِ کوچه متروپل مغازه‌ی ششم است و یک مغازه با #کافه_مری فاصله دارد.

سمتِ چپِ فروتلند آقای ثامری مغازه‌ی فلافل فروشی داشت و یک هفته قبل از این اتفاق از این محل جا به جا می‌شود.

آرمان روز حادثه قرار نبود مغازه را باز کند چون هوا شدیداً خاکی بود ولی چون زباله‌های روز گذشته در مغازه مانده بودند آرمان گفت ممکنه زباله‌ها فاسد و گند بزنند و باید به مغازه سربزنم.

آرمان قرار شد فقط برود و زباله‌ی میوه‌ها را جمع کند و برگردد ولی آرمان همان تایم مشتری پیدا می‌کند و باعث شد برای دقایقی در مغازه بماند که ناگهان آن حادثه‌ی ناگوار رخ می‌دهد.

لنا خواهرِ آرمان تا امروز میگفت آرمان زیر آوار زنده است و به معجزه‌ی خداوند باور داریم.اما امروز شوربختانه پیکر #آرمان_قیصرنژاد را از زیر آوارها پیدا کردند

آبادان تسلیت تسلیت به خانواده محترم #قیصرنژاد

#متروپل #متروپل_آبادان #سانحه_آبادان #سانحه_متروپل #آبادان #فروتلند_آبادان #برج_متروپل_آبادان #همبستگی_ملی_رمز_پیروزیست #women_organization_of_iran #society_of_patriotic_women