Search

علیه تبعیض جنسیتی در آموزش عالی و بازار کار بخش۱


جلوه جواهری ۲۱ شهریور ۱۴۰۰ بیدارزنی: ورود به دانشگاه به ویژه برای بسیاری از فرودستان به معنی عرصه‌ای است که بتوانند پایگاه اجتماعی و سپس اقتصادی خود را با شانس بیشتر و بهتر برای ورود به بازار کار تغییر دهند. به همین دلیل است که زنان در تمام سال‌های بعد از انقلاب، علی‌رغم همه‌ی تبعیض‌های جنسیتی در نهاد آموزش عالی، به دنبال ورود به دانشگاه و دستیابی به آموزش عالی بوده‌اند. اگر به تاریخ مبارزات زنان برای دستیابی به حق آموزش نگاهی بیندازیم می‌بینیم که زنان از ابتدا برای به دست آوردن این حق، راهی طولانی را پیمودند و موانع بسیاری را از سر گذراندند. اما این خواستِ تغییر وضعیت اگر هم منجر به ارتقای پایگاه اجتماعی آنان شده باشد لزوماً تغییر پایگاه اقتصادی آن‌ها را به همراه نداشته است. در این مقاله سعی دارم این موضوع را کمی بشکافم که چطور پیوند این دو در ایران به ویژه در بستر تبعیض جنسیتی موجود گسسته شده است.

تلاش‌های زنان در رسیدن به آموزش عالی

«حق دستیابی به آموزش» را می‌توان از اولین خواسته‌های جدی در مبارزات زنان ایران به شمار آورد. با وجود این که طبق اصل ۱۸ متمم قانون اساسی در دوران مشروطه، دولت مسئول تأسیس مدارس و فراهم کردن امکان تحصیل رایگان و اجباری برای همگان بود، به دلیل مخالفت‌های نیروهای مذهبی و نیروهای سنتی بازار، اقدامی در این جهت صورت نگرفت. به اعتقاد سنت‌گرایان، تحصیل زنان باعث فساد بود و کافی بود آنها در همان حد وظایف خانگی اطلاعاتی داشته باشند. شیخ فضل‌الله نوری، از جمله نیروهای مذهبی ضدمشروطه بود که فتوایی مبنی بر حرام بودن آموزش زنان صادر کرد. اما زنان مبارز کوتاه نیامدند و خانه‌های خود را تبدیل به مدارس دخترانه کردند. تأسیس این مدارس از سوی زنان بدون عواقب نبود. بسیاری از سنت‌گرایان پاسخ خشونت‌باری به مؤسسان این مدارس دادند. افرادی که به مدرسه می‌رفتند در طول راه در امان نبودند و گاهی اوباش به مدرسه‌ها حمله و آن‌ها را سنگ‌باران می‌کردند. خدیجه وزیری فرزند بی‌بی خانم استرآبادی از مخالفت‌های روحانیون و تحریک اوباش محل برای حمله به مدرسه می‌گوید. [۱] زنان در حالی این مبارزه را ادامه می‌دادند که برخی از آنها در خانه نیز تحت سلطه همین نگاه بودند. ماهرخ گوهرشناس مدرسه‌ی دخترانه‌ی ترقی را در سال ۱۲۹۰ در تهران به راه انداخت و دو سال فعالیت‌های خود را از چشم همسرش مخفی نگه داشت. وقتی همسر او از وجود مدرسه با خبر شد اعتراض کرد، اما با همه‌ی مخالفت‌ها ماهرخ به کار خود در مدرسه ادامه داد. [۲] علاوه بر مخالفت خانواده‌ها و روحانیون، موضوع دیگری که در برابر گسترش مدارس دخترانه وجود داشت، بحث تأمین منابع مالی بود. به همین دلیل تعداد مدارس محدود باقی می‌ماند و تنها معدودی از خانواده‌ها که از تمکن مالی برخوردار بودند، می‌توانستند دختران خود را به مدرسه بفرستند. در نهایت، در نتیجه تلاش مستمر نهادهای زنان در سال -۱۲۹۷ اولین مدرسه‌ی دخترانه‌ی دولتی در ایران تأسیس شد. [۲ و ۳] در دوره‌ی پهلوی اول، تعداد مدارس دولتی افزایش یافت و وزارت آموزش و پرورش تشکیل و نظام آموزشی تدوین شد. در این دوره، دانشگاه‌ها و دانشسراها به تدریج تأسیس شدند و زنان نیز توانستند با وجود مخالفت‌های بسیار سنت‌گرایان به آموزش عالی راه یابند. [۴ و ۵] در سال ۱۳۱۹ حدود ۴۵۰ دختر از دبیرستان فارغ‌التحصیل شدند. افزایش جمعیت زنان تحصیل‌کرده، می‌توانست موجب رشد زنان روشنفکر و گسترش اعتراضات اجتماعی زنان به مدد بالارفتن آگاهی آنان شود. اما عملا به دلیل سرکوب دولتی این مهم اتفاق نیفتاد. [۵ و ۶] با این وجود، رشد آموزشی زنان و ورود آنان به بازار کار پیش‌زمینه‌ای شد در توسعه‌ی نهادها و نشریات زنان.

انقلاب ۵۷، یک گام به جلو یا دو گام به عقب؟

پس از انقلاب تغییرات ماهوی بسیاری در آموزش دختران رخ داد. اگر چه تأکید بسیاری بر سوادآموزی زنان شد به طوری که نرخ ثبت‌نام حتی در نقاط روستایی به بیش از ۵۰ درصدِ دختران افزایش یافت، اما محتوای کتاب‌های درسی به سمت تفکیک بیشتر نقش‌های جنسیتی تغییر کرد. در مقابلِ ۲۷ شغل برای مردان تنها یک شغل آموزگاری برای زنان تعریف شده بود و سایر نقش‌ها بر محور وظایف مادری و همسری زنان قرار داشت. اگر هم کار زنان در بیرون از خانه به تصویر کشیده می‌شد در نقش‌های تربیتی و مراقبتی مثل آموزگاری و پرستاری بود. این سیاستی بود برای چینش و توسعه‌ی تقسیم‌کار جنسیتی به بازار کار؛ روندی که در نهادهای دیگر نیز به عنوان سیاست کلی نظام پیش رفت. در دهه‌ی اول بعد از انقلاب با گسترش آموزش دختران در سطوح ابتدایی و متوسطه و همچنین گسترش ظرفیت کمی آموزش عالی، زمینه برای ورود دختران بیشتری به دانشگاه فراهم شد. اما هم‌زمان تلاش‌هایی برای جداسازی دانشگاه‌ها یا حداقل کلاس‌های دختران و تعیین رشته‌های تحصیلی بر اساس تعریف شغل مناسب برای زنان صورت گرفت، به طوری که در سال ۱۳۶۳ برای دختران انتخاب ۹۱ رشته از ۱۶۹ رشته‌ی موجود که غالباً رشته‌های فنی و مهندسی بودند، ممکن نبود. [۷] اعمال سیاست تفکیک جنسیتی، همه‌ی حوزه‌ها را در بر می‌گرفت و عملاً مانع از حضور زنان در بسیاری از عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می‌شد. در برخی رشته‌ها و دانشگاه‌ها برای کاهش هزینه، عملاً زنان حذف می‌شدند. در برخی از موارد نیز، نگاه سیاست‌سازانِ طرح تفکیک جنسیتی، زنانه-مردانه‌سازی برخی رشته‌های تحصیلی و به تبع آن، بازار کاریِ آینده‌ی فارغ‌التحصیلان آن رشته‌ها بود. به طور نمونه، در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ به تشکیلات ورزشی زنان اعلام شد مربی، داور، و تمام گردانندگان تشکیلات ورزش زنان باید زن باشند و هیچ مردی نباید به این تشکیلات راه یابد. قبل از آن نیز، زنانه و مردانه کردن تمامی ورزش‌ها پیشنهاد شده بود. [۸] همین امر در آینده ورزش زنان را مهجور و حذف بسیاری از رشته‌های ورزشی برای زنان را رقم زد. با اجرای طرح جداسازی کلاس‌های دختران و پسران در برخی از دانشگاه‌ها و در همه‌ی مدارس، دخترانی که در هنرستان‌های صنعتی و فنی تحصیل می‌کردند مجبور به ترک رشته خود شدند. در همین رابطه می‌توان به اعتراض گروهی از دختران هنرستان‌های صنعتی و فنی در ۴ مهر ۱۳۵۸ اشاره کرد که به علت برچیده شدن مدارس مختلط، قادر به ادامه تحصیل نبودند. در همین تاریخ، دانشکده الهیات مشهد طرح جداسازی کلاس‌های دانشجویان دختر و پسر را به اجرا گذاشت که گروهی از دانشجویان دختر و برخی از اساتید دانشگاه به این طرح اعتراض کردند. [۸] اعتراضات به طرح جداسازی دانشجویان در سراسر کشور به شکلی بود که عملاً این طرح به جز در تعداد محدودی از دانشگاه‌های دولتی به اجرا در نیامد، اما دانشگاه آزاد اسلامی که پس از جنگ راه‌اندازی شد، از همان ابتدا جداسازی جنسیتی را در بسیاری از رشته‌ها و تقریبا همه کلاس‌ها اجرا کرد. روند رو به رشد دختران دانشجو پس از جنگ ایران و عراق

طی دهه ۷۰ و ۸۰ تعداد دختران فارغ‌التحصیل از دانشگاه‌های دولتی و خصوصی به طور متوسط روند افزایشی داشت. در این دو دهه سهم زنان هم در خروجی نظام آموزش متوسطه و هم در داوطلبان کنکور به شدت رو به رشد بود. به طوری که در سال ۷۸-۷۷ نسبت ۵۷.۶ درصد فارغ‌التحصیلان آموزش متوسطه و ۵۳.۹ درصد داوطلبان کنکور زن بودند. در حالی که سهم زنان در کنکور سال ۱۳۷۰، فقط ۳۸.۱ درصد بود. افزون بر این رشد کمی، تغییرات کیفی نیز در تقاضای اجتماعی زنان رخ داد. [۹] در دهه‌ی اول انقلاب، بر اثر نقش اجتماعی درجه دومی که در فرهنگ مذکر و نظام مردسالار برای دختران و زنان تعریف می‌شد و بر خانواده‌ها و الگوی تربیتی پدر و مادرها سایه می‌انداخت، سهم دانش‌آموزان دختر در رشته‌های ریاضی و فنی و به تبع آن، سهم متقاضیان زن در رشته‌های ریاضی-فنی دانشگاه، بسیار اندک بود، اما این نسبت کم‌کم رو به تعدیل گذاشت. در سال ۷۱-۷۰ سهم زنان در تقاضای رشته‌های علوم ریاضی و فنی ۱۲.۷ درصد بود که در سال ۱۳۷۳ به ۱۵.۷ درصد و در سال ۱۳۷۸ به ۳۲.۷ درصد افزایش یافت. به عبارت دیگر، متوسط رشد سالانه‌ی تقاضای زنان برای تحصیل در رشته‌های ریاضی و فنی ۲.۵ درصد بود. [۹] بر اساس تصویب قانونی در اوایل انقلاب ۱۳۵۷ ادامه تحصیل دختران در برخی از رشته‌های دانشگاهی با محدودیت مواجه شده بود، اما رفع محدودیت پذیرش داوطلبان دختر در بعضی از رشته‌های دانشگاهی در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۸ توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید. [۱۰] از همین رو، سهم پذیرفته‌شدگان دختر در دانشگاه‌ها از سال ۱۳۷۷ رو به افزایش گذاشت. گزارش وضعیت زنان در آموزش عالی كشور در سال ۱۳۸۴ نشان می‌دهد که توزیع نسبی پذیرفته‌شدگان زن در مراكز آموزش عالی دولتی نسبت به كل پذیرفته‌شدگان مراكز آموزش عالی دولتی در سال تحصیلی ۸۶-۸۵ برابر با ۵۸.۶ درصد بود كه نسبت به سه دهه پیش از آن ۲۴.۳۷ درصد افزایش داشت. در همین سال، ۴۴.۲۷ درصد پذیرفته‌شدگان در مقطع كاردانی، ۶۳.۴ درصد در كارشناسی، ۴۲.۳ درصد پذیرفته‌شدگان در مقطع كارشناسی ارشد و ۴۴.۷ درصد پذیرفته‌شدگان در مقطع دكترا را زنان تشكیل می‌دادند. توزیع نسبی پذیرفته‌شدگان زن در دانشگاه آزاد اسلامی نسبت به كل پذیرفته‌شدگان این دانشگاه در سال تحصیلی ۸۵-۸۴ برابر با‌ ۵۴.۹۵ درصد بود كه این رقم نسبت به سال ۷۶-۷۵ به میزان ۲۴.۰۴ درصد و نسبت به دو دهه‌ی گذشته ۲۶.۹ درصد افزایش داشت. [۱۱] تحولات کیفی و کمی در آموزش معمولاً با تحولات فرهنگی همراه است. مقایسه‌ی یافته‌های پژوهشی سال‌های قبل از انقلاب با سال ۱۳۷۴ نیز به خوبی تأثیر آموزش بر تحولات فرهنگی را در این دو دهه نشان می‌دهد. زنان بیش از مردان (۶۳.۹ درصد در مقابل ۵۶ درصد) بر این باورند که جامعه برای مردان اهمیت بیشتری قائل است و با افزایش سطح آموزش، این اعتقاد بیشتر شده است. در کل، این پژوهش نشان می‌دهد که جوانان و گروه تحصیل