top of page
Search

نسیم عشق می‌گوید: «می‌خواهم صدای زنان ایرانی را به دوش بکشم، چون شنیدنی نیستند

این زن 40 ساله ایرانی که از سال 2022 در اروپا در تبعید به سر می برد، مسیرهای تشدید تنش زیادی را در سراسر جهان باز کرده است و از موقعیت خود برای افزایش آگاهی در مورد وضعیت کشورش استفاده می کند.


نسیم عشقی، صخره نورد حرفه ای در حال اکشن در فیلم «کوهنوردی ایران» که در تاریخ 17 اسفند از سایت france.tv منتشر می شود. (صعود ایران)



اوبرای آزادی خود و مردم ایران صعود میکند. نسیم عشقی با 40 سالگی تنها کوهنورد حرفه ای ایرانی است که مسیرهای صعود را باز کرده و این تمرین را در کشورش توسعه داده است. او پس از اینکه در سن 23 سالگی عاشق صخره ها شد، اکنون از دید خود برای برجسته کردن مبارزات برای آزادی در کشورش استفاده می کند.


اخبار فرانسه: ورزش چگونه وارد دنیای سنگنوردی شدید؟

نسیم عشقی: من در ایران کیک بوکسینگ کار می‌کردم، متوقف شدم، زیرا برای مسابقات خارج از کشور باید سرم را بپوشانم و نمی‌خواستم رژیم را تبلیغ کنم. من در 23 سالگی کوهنوردی را کشف کردم، عاشق آن شدم زیرا در فضای باز است، با آزادی فراوان. من توانستم به سرعت پیشرفت کنم، سفر کنم، راه های جدیدی باز کنم و بدون حجاب در عکس هایم اعتراض کنم که در ایران بسیار پرخطر است.


وقتی در حال صخره نوردی هستید چه احساسی دارید؟

کوهنوردی ترجمه مطلق آزادی و برابری است، هیچ جنسیت یا پاسپورتی وجود ندارد که برای شما تصمیم بگیرد. واقعا احساس می کردم که می توانم خودم باشم. این یک ورزش ثابت نیست: تنها قانون این است که نمرد. شما تصمیم می گیرید که می خواهید چه کسی باشید، و چگونه می خواهید صعود کنید: با حرکت های عالی، یا فقط رسیدن به قله، هر راهی که باشد. سنگ بهترین معلم است اگر بفهمید که چه چیزی می خواهد به شما بگوید. شما تمرکز خود را روی درک بدن و حرکات خود قرار می دهید و بهترین کاری را که می توانید انجام دهید به دست می آورید.


Le film de Francesca Borghetti, Climbing Iran :




تاکنون چند مسیر را باز کرده اید؟

من بیش از صد مسیر را باز کردم، عمدتاً در ایران، بلکه در ترکیه، ارمنستان، هند، گرجستان و اروپا. با دوستان، در ایران چهار یا پنج نقطه کوهنوردی ایجاد کردم که هیچ جاده ای باز نشده بود. از این پس مردم روستا می توانند در کوهنوردی تلاش کنند.

اما من علاقه ای به باز کردن جاده ای ندارم که فقط اسمم را بگذارم. اگر من تنها برای نتیجه، بدون اشتراک گذاری صعود کنم، برای من معنی ندارد. من دوست دارم مسیرهای جدیدی را برای خودم باز کنم، بلکه برای دیگران هم. من تنها زنی هستم که این کار را به صورت حرفه ای انجام می دهم، برای من مهم است که آموزش دهم و تجربیاتم را به نسل جوان منتقل کنم.



چرا از سال 2022 به ایران بازنگردید؟

من هرگز نمی خواستم کشورم را ترک کنم، بسیار خوشحال بودم که احساس مفید بودن می کردم و با روش های جدید، خارج از فدراسیون، کوهنوردی را در منطقه خود توسعه دادم. در سال 2022 در شامونی بودم که مهسا احمینی را کشتند. در آن زمان ویزای من تقریبا تمام شده بود. تصمیم گرفتم برنگردم. من بازیگران و کارگردانان زیادی را در زندان دیدم و مطمئن بودم که من هم آنجا بودم. بازگشت به ایران خودکشی بود.

حضور در خارج از کشور، داشتن تریبون بین المللی، بهترین کار این بود که صدای زنان ایرانی باشم. آنها از زنان می ترسند، به خصوص آنهایی که دید دارند. اینترنت در ایران مسدود است، می‌خواهم صدای زنان ایرانی را ببرم، چون شنیده نمی‌شوند.


آیا قیام پس از مرگ مهسا امینی می تواند تأثیری ماندگار بر مبارزه برای حقوق زنان در ایران داشته باشد؟

مرگ مهسا امینی نفسی است که آتش را آشکار کرد و حالا دیگر نمی توان آن را خاموش کرد. مردم به حالت قبلی خود برنخواهند گشت، آنها خوشحال هستند که برای آن می میرند. زنان پلیس را به چالش می کشند و به آنها می گویند: "اگر می خواهید آزادی مرا بگیرید، باید من را بکشید!" به همین دلیل است که در حال حاضر موفقیت آمیز است، تظاهرات هایی در خارج از ایران نیز وجود دارد: در مونیخ، پاریس...

در هر کشوری، دیاسپورای ایرانی برای خواستار یک ایران آزاد تظاهرات می کنند. ما از کشورهای غربی می خواهیم که از جمهوری اسلامی حمایت نکنند. در ماه فوریه، سفیر سوئیس با حجاب، دقیقاً زمانی که رژیم به دانش‌آموزان دختر تجاوز می‌کرد و می‌کشت، آمد برای پول قرارداد امضا کرد. دست از حمایت رژیم بردارید، آن را از بین می بریم!

گویید «ایران تو را همانی که بودی ساخت»، یافتن هویت خود به عنوان یک زن ایرانی در تبعید دشوار است؟

ایران من را ساخت، نه جمهوری اسلامی ایران، نه این رژیم محافظه کار که در سر دختران اسید می ریزد، دانش آموزان دختر را مسموم می کند، به بچه ها تجاوز می کند. اما زندگی در این کشور، با این فرهنگ، مبارزه با سنت‌ها، رژیم، تلاش برای این‌که در میان این موانع همانی باشم که هستم، باعث شد من همانی شوم که هستم. البته من کشورم را دوست دارم، این فرهنگ من است، نوستالژی من است. نمی توان گفت که دیگر او را دوست ندارم، اما می خواهم او آزاد باشد. انقلابیون سال 1357 آزادی می خواستند نه این رژیم اسلامی. اما آیت الله ها انقلاب مردم را ربودند.



مهرماه سال گذشته یک ورزشکار سنگ نوردی ایرانی به نام الناز رکابی بدون حجاب در یک مسابقه حاضر شد و سپس برای چند روز ناپدید شد، این اقدام را چگونه دیدید؟

ترجیح می دهم در مورد او صحبت نکنم، او بخشی از تبلیغات بود، زیرادر آن زمان یک مدرسه کامل دختران جوان بین 11 تا 15 سال دستگیر شدند. به آنها تجاوز کردند، سپس آنها را به والدینشان تحویل دادند. در همین زمان رژیم اسلامی زندان «اوین» را که فعالان سیاسی زیادی در آن حضور داشتند، به آتش کشید. آنها را کشتند و در زندان تیرباران کردند. برای سرپوش گذاشتن بر این جنایت و دستکاری اطلاعات غربی از این دست افراد مانند او برای پوشش اخبار استفاده می کنند. اینها حملات سایبری در رسانه ها است.

این ورزشکار اکنون در ایران تمرین می کند و دختران دیگری نیز در این زندان دستگیر می شوند. یک اقدام پنج دقیقه ای برای دستکاری اخبار اصلا اعتراض نیست. امروز باید در مورد آن دختران مسموم صحبت کنیم. رژیم اسلامی دیگر نمی تواند تقلب کند و حقیقت را پنهان کند. آنها برای جلوگیری از رفتن دختران جوان به مدرسه و تحصیل چه می توانند بکنند؟ زیرا این آموزش است که انقلاب می آورد.

چالش های بعدی مبارزه برای حقوق و آزادی زنان در ایران چیست؟

غیرممکن است که به عنوان یک ورزشکار بدون مرز سکوت کنیم. اتحاد چیزی است که دولت از آن می ترسد. زمان می برد، زیرا بسیاری هنوز می ترسند، اما به هر شکلی اتفاق می افتد. من در کنار ایرانی ها می جنگم، چون نباید ساکت بمانیم. ما می توانیم ببازیم، اما نمی توانیم ساکت باشیم.

8 views0 comments

Comments


bottom of page